السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
35
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
پيشگفتار بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ستايش مىكنم خداوند - جلّ جلاله - را با زبان و دلى كه از جود مولى و معبودم به وجود آمده ، و از كرم آن خداوندگار ستوده سرچشمه گرفته ؛ و اعتراف مىكنم كه خداوند - جلّ جلاله - بر من منّت نهاد و زبانم را به ستايش خود گشود ، و شايستگى ثناى بر مجد مقدّسش را به من عنايت فرمود . و احساس شرمندگى مىكنم از اينكه قلب و عقلم حقّ ثناگويى مقام والاى الهى را بجا نياورده ، زبان و ديگر اعضايم را كه وظيفهشان پيوسته ستايش و تمجيد خداست ، از آن منصرف نمودهاند ، و مىبينم كه دل و خردم با زبان حال بر فرصتها و مكانهايى كه در توجّه به غير او - جلّ جلاله - سپرى شده مىگريند و ناله سر مىدهند ، و براى درخواست عفو او به مهربانيها و مكارمش دست توسّل دراز مىكنند ، و گويا با زبان حال از خداوندى كه بزرگوارى و نيكوكارىاش گسترده است سخنانى را مىشنوند ، كه از سويى ، به واسطه موافقت و امتثال اوامر الهى نوازشگرانه ، و از سوى ديگر به جهت دورى گرفتن و سرپيچى همراه با سرزنش است ، و شايستهء آنند كه از محضر ربوبى به آن دو خطاب شود : « ستايش ، وظيفهء كسى است كه در حال حمد ، از بندهاى بىادبى رسته ، و پيوسته در حال مراقبه و توجّه به مولاى مالك روز حساب باشد ، امّا كسى كه حقّ حرمت اشراف ما را پاس نداشته ، و به جاى توجّه به دوام احسان ما ، به امور ديگر